
دوشنبه,11 اسفند 1388 ساعت 09:35:17
تعداد بازديد(14329)
در جمجمه همچون ساير قسمتهاي بدن، 4 جزء اصلي معاينه يعني مشاهده ، لمس، سمع، و دق، قابل اجراست و ممكن است به مسائل مختلفي برخورد كنيم كه بطور خلاصه موارد زير را ميتوان نام برد:
سر بسيار بزرگMegalencephaly : دور سر يك نوزاد ترم اگر 2_+35 باشد بين منحني 90-10 پرسنتايل قرار داشته و نرمال است. اما اگر دور سر يك نوزاد بالاي منحني 90 پرسنتايل بود مگالنسفالي مطرح ميشود كه بايد به موارد زير فكر كرد:
|
1- مسائل خانوادگي و فاميليال 2- هيدروسفالي
3- ژيگانتيسم مغزي 4- بيماريهاي ذخيرهاي
5- آكوندروپلازي 6- سندرمهاي عصبي - جلدي
7- اختلالات مادرزادي متابوليسم
|
بطور خلاصه وقتي دور سر نوزادي افزايش يافته ، علامت افزايش ضخامت استخوان جمجمه ، بزرگي مغز ، و يا اتساع بطنها(هيدروسفالي) و خونريزيهاي فضاهاي داخل جمجمه است . البته كه در نوزادان نارس بعلت بزرگتر بودن و رشد بيشتر مغز نسبت به ساير ارگانها، سر بزرگتر بنظر ميرسد كه اين حالت نرمال ميباشد.
سر كوچك يا Microcephaly: به كاهش قطر اكسی پوتو فرونتال به كمتر از 3 انحراف معيار (3-5 SD) زير ميانگين مناسب براي سن و جنس و يا كاهش دور سر به زير منحني 3 پرسنتايل ميكروسفالي ميگويند و در 40% بيماران با نقائص عصبي و معلوليتهاي ذهني، ميكروسفالي مشاهده شده است. علل ميكرو سفالي عبارتست از :
|
توجه:
1-مگالنسفالي خانوادگي ، يك حالت اتوزوم
غالب بوده و اندازهگيري دور سر والدين ضروري است.
2- در بيماريهاي عصبي (نظير تي ساكس و موكوپلي
ساكاريدوز)، آمينو اسيدوري(نظيرMSUD) سر بزرگ
داريم .
3- در آنمي مزمن، راشی تيسم، استئوژنزايمپرفكتا و
ديس پلازي اپي فيزي بعلت افزايش ضخامت جمجمه
ممكن است سر بزرگ بنظر برسد.
|
1- فاميليال و خانوادگي
2- ژنتيكي- مثل سندرم داون و ادوارد (تريزومي 18 )، سندرم cri du chat (فريادگريه )
3- صدمات داخلي رحمي ناشي از راديو لوژي مادر بادوزهاي 50-20 هزار راد
4 - عفونتهاي داخل رحمي( عفونتهاي مادرزادي، C.M.V ، هرپس،سيفيلس، توكسوپلاسما)
5 – مصرف داروها در مادر باردار (الكل،هيدانتوئين)،
6 - بيماريهاي مادر( PKU ، سوء تغذيه،...)
7 - هيپرترمي در دوره جنيني
8 - ميكروسفالي همراه با برخي سندرمها مثل پرادر ويلي، زلوگر، Lowe، سندرم مصرف cockayne
9 - ميكروسفالي بعلل عروقي مثل آسفكسي يا حوادث هايپوكسيك ايسكميك جنين با نوزاد.
Molding : معمولاًدر نوزادان با زايمان طبيعي، بخصوص فرزندان اول،به دليل اينكه سر براي مدت زيادي تحت فشار بوده استخوانهاي جمجمه روي يكديگر ميلغزند كه اين حالت را Molding ميگويند در اين حالت غالباً استخوانهاي پاريتال روي استخوانهاي پس سري و پيشاني ميلغزند.Molding در حالت نرمال ظرف چند هفته بطور خودبخود بر طرف ميشود و معمولاًدر زايمانهاي سزارين و بريچ ديده نميشود لذا سر نوزاد در اين حالتها گرد و مدور است البته در زايمانهای بريچ ، اكسي پوت برجسته است که بايد از ضايعات فضاگير حفره خلفي (Post. fossa) نظير مالفورماسيون دندي- واكر افتراق داده شود.
كرانيوسينوستوزيس: بسته شدن زودرس سوچورهاي جمجمه راکرانيوسينوستوز می گويند كه معمولا باعث تغيير شكل سرگشته و اشكالي نظير موارد زيررا پديد مىآورد : Scaphocephaly يا قايقي شدن سر ( سر بلند باريك ) که بعلت بسته شدن زودرس سوچور ساژيتال پديد مي آيد ، Plagiocephaly يا عدم تقارن و كجي سر، بعلت بسته شدن يكطرفه سوچور كرونال يا squamous كه باعث عدم تقارن جلو يا عقب سر ميشود ، تريگونوسفالي يا سر مثلثي شكل ، که ناشي از بسته شدن زودرس سوچور متوپيك مي باشد . ميزان بروز كرانيوسينوستوز ايزوله 6/ . در 1000تولد زنده بوده و سوچورهاي درگير شامل سوچورmetopic در50% موارد،ساژيتال28% ، كرونال 5/16% و لامبدوئيد5/5% مي باشند.
باز بودن درزها و سوچورها : باز بودن و widening درزهاي جمجمه در نوزادان چندان ارزش تشخيصی ندارد مگر در موارد مشكوك به هيدروسفالي که علاوه بر افزايش دور سر، باز بودن سوچور لامبدوئيد نيز ميتواند ارزش داشته و نشانگر افزايش ICP باشد. باز بودن فونتانلها نيزبعلت متغير بودن اندازه آنها (البته با توجه به نژاد و سن حاملگي نوزاد) ، ارزش تشخيص چنداني ندارند اما به طور كلي فونتانل قدامي معمولا cm1ـ2 و فونتانل خلفي حدود cm 5/0×5/0 ميباشد. موارد همراه با فونتانل قدامي بزرگ به قرار زير مي باشند :
|
11- سندرم Hallerman,streiff
|
6-هيپوتيروئيدي ناشي از فقدان تيروئيد
|
1- نارسي
|
|
12-Rusell silver
|
7-تريزومي 13و 18و21
|
2-هيدروسفالي
|
|
13- پيكنيوديواستوز
|
8- سندرم سر مجه مادرزادي
|
3- ريكتز
|
|
14كليدوكرانيال ديس استوز
|
9- سندرم آپرت Apert
|
4- هيپوفسفاتازي
|
|
15-استئوژنرايميرفكتا
16- آكندروپلازي
|
10- سندرم Kenny
|
5- IUGR
|
بطور خلاصه ميتوان گفت فونتانل بزرگ در اختلالات متابوليك، ژنتيك، اندوكرين و افزايش ICP ممكن است ديده شود.
مواردهمراه با فونتانل كوچك دائمي:
1- ميكروسفالي 3- كرانيوسينوستوز
2- هيپرتيرئيدي مادرزادي 4- استخوانهاي مارپيچي
مواردي كه فونتانل سوم مشاهده ميشود :
1- نارسي 2- تريزومي 21 (داون)
|
كرانيوتابس: كرانيوتابس يا حالت فرورفتن توپ پينگپنگي، در استخوانهاي پاريتال در محل ورتكس و نزديك درز ساژيتال قابل لمس ميباشد، كرانيوتابس در نوزادان معمولاً بي اهميت و فيزيولوژيك ميباشد ولي اگر اين حالت ادامه يابد، بايد پاتولوژيك تلقي شود. موارد همراه با كرانيوتابس عبارتند از: 1- نوزادان نارس 2 - نوزادان رسيدهاي كه در رحم تحت فشار بودهاند و استخوانهاي لگن مادر بر جمجمه آنها فشار آورده است 3 – سيفليس مادرزادي 4 – ريكتز. در دو حالت اول، كرانيوتابس فيزيولوژيك داريم كه اغلب ظرف چند هفته خودبخود بهبود مييابد و در حالت سوم و چهارم كرانيوتابس پاتولوژيك بوده و اغلب ادامه مييابد.
استخوان كرمي شكل يا varmian bone : در اين حالت مناطق نرمي در ناحيه پس سر لمس مي شود كه نشانه كلسيفيكاسيون نامنظم و تشكيل استخوان اسفنجي است ، استخوان كرمي شكل همراه با موارد زير ممكن است ديده شود :
|
4- استئوژنزايمپرفكتا
|
1- سندرم داون
|
|
5- كليدوكرانيال ديس استوزيس
|
2- كريتنيسم
|
|
6- كمبود هورمون رشد
|
3- جمجمه لاكونار
|
وضعيت موهاي سر نوزاد :
موهاي سر نوزاد نسبتاً نازك (fine) و شكننده بود، و بايد از نظر رنگ، انتشار و حالت Texture)(بررسي شوند، براي مثال وجود موي بلوند يا قرمز در نوزاد سياه پوست ميتواند نشانهاي از Albinism باشد (البته چند رنگ موي نوزاد ميتواند بسته به نژاد نيز متغير باشد) . از سوي ديگر رنگ موهابايد يكنواخت (uniform) باشد ومثلاًً وجود دستههاي موي سفيد در سر نوزاد ممكن است فاميليال يا اسپوراديك باشد و گاهي نيز همراه با كري و عقب ماندگي ذهني بوده و نشانه وجود نقائص و آنومالي ها ميباشد.
خط رويش مو : هر چه نوزاد نارستر باشد موهايش نازكتر و كمپشتتر ميباشد، خط رويش مو اگر در قدام پيشرفت كند ميتواند نرمال باشد اما اگر به پيشاني و بالاي ابروها برسد هيرسوتيسم مطرح است، كه در مواردي تجويز داروهايي مثل ديازوكسايد ميتوان اين حالت را ديد . پايين بودن خط رويش مو از پشت، اگر از چين گردني بگذرد غير طبيعي است و در مواردي نظير سندرم داون ديده ميشود. و در مـواردي كـه لـبههاي طرفي خـط رويـش مو(lat.Margins) پايين و غير طبيعي است گردن كوتاه و يا پرده گردني مطرح ميباشد.
كوتيس آپلازي aplasia cutis congenital : به نواحي آتروفيك- آلوپسي روي سر نوزاد گفته ميشودواين حالت بصورتهاي زير ممكن است ديده شود : 1 - اسپوراديك يا اتوزم غالب 2 - همراه با تريزومي 13 3 - همراه با افتادگي كروموزوم 4 4 - همراه با سندرم جانسون- بليزارد jahanson- blizzard . همچنين بايد توجه داشت که وجود يك دسته مو روي ناحيه مهرههاي كمري- خاجي مي تواند نشانه وجود اسپانيا بيفيداي مخفي، مجراي سينوسي و يا تومور باشد و نيازمند بررسي دقيق می باشد.
منبع: معاینه، تشخیص و درمان بیماریهای نوزادان/ دکتر احمد شاه فرهت، دکتر رضا سعیدی، دکتر اشرف محمدزاده