
یک شنبه,7 شهريور 1389 ساعت 10:19:14
تعداد بازديد(650)
روزی قورباغه ها تصمیم گرفتند یک مسابقه دو برگزار کنند. برای اینکه مسابقه سخت شود آنها یک مکان مرتفع و بلند برج مانندی را به عنوان هدف و نقطه پایانی مسابقه، تعیین کردند.
در روز مسابقه ، یه عالمه قورباغه برای تماشا جمع شدند و بالاخره مسابقه شروع شد. به نظر می آمد هیچ کدام از قورباغه ها واقعا نمی توانستند تصورش را بکنند که حتی یکی از قورباغه های شرکت کننده بتواند به هدف برسد.
به جای آنکه دوندگان را تشویق کنند ، فریاد می زدند: "آه، بیچاره ها! آنها هرگز نمی توانند این کار را انجام دهند!" یا "این کار غیر ممکنه" یا "هرگز نمی توانید" .
و واقعا به نظر می رسید که حق با تماشاچیان است و قورباغه های یکی پس از دیگری از پا می افتادند. تماشاچیان همچنان فریاد می زدند "وای، بدبختها! هرگز نمی توانند این کار را بکنند!" و واقعا به زودی همه قورباغه ها تسلیم شدند- همه، به جز یکی که بدون خستگی و ناراحتی از شیب تند بالا می رفت- و به عنوان تنها دونده به هدف رسید.
قورباغه های تماشاچی خیلی دستپاچه شدند و همه می خواستند بدانند که چطور چنین چیزی ممکن شده است. یکی از قورباغه های شرکت کننده در مسابقه نزدیک او شد تا بپرسد چطور توانسته در مسابقه برنده شود و با کمال تعجب دریافت که این قورباغه کر بوده است.
"این فابل را یک نویسنده سوییسی ناشناس به رشته تحریر درآورده و این فابل به ما نشان می دهد که گاهی اوقات خیلی خوبه که به حدس و گمان و سخنان بقیه گوش ندهیم."
منبع: http://ghalamesokhan.persianblog.ir